مؤلف مجهول
28
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
عيسى عليه السّلام به گورستان بيرون شد ، با ايشان گفت كرا خواهيد ؟ گفتند : سام بن نوح را زنده كن ، عيسى عليه السّلام دو ركعت نماز كرد ، اندر يك ركعت الم تنزيل خواند و در ديگر ركعت تبارك الملك ، و هميشه همچنين كردى و اندر آخر آن ايزد را تعالى بدين هفت نام بخواندى يا حى . : يا قيوم . : يا عليم . : [ 21 ] يا فرد . : يا وتر . : يا احد . : يا صمد . گور باز شد و سام سر از گور برآورد بنگريست سر او را ديد و موى او را سپيد شذه ، پرسيد مرو را كه در وقت شما سپيدى موى نبود چيست كه تو سپيد موى برخاستى از گور . سام جواب داد كه آواز تو به گوش من رسيد گفتى قم باذن اللّه پنداشتم كه قيامت آمده است از هول آن موى من سپيد گشت . پس گفت يا عيسى دعا كن تا من به حال اول بازگردم ، كه هنوز از مرگ اول طلخى جان كندن در گلوى من است بنگريستند چهار هزار سال بود تا او مرده بود . و در اخبار ديگر - جزين چهار تن - آمده است كه بسيار مرده را زنده كرد به دعا و اللّه اعلم . قوله تعالى وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ اى قوّينا عيسى عليه السّلام بروح القدس بجبريل الطّاهر و ذلك انّ اليهود قصدوا قتله فرفعه جبريل عليه السّلام الى السّماء گفت يارى داديم ما مر عيسى را عليه السّلام به جبريل پاكيزه . و قصه [ ى ] آنچنان بود كه چون عيسى عليه السّلام دعوت « 1 » خود را آشكارا كرد و خلق را به ملت خويش خواند و شريعت موسى را عليه السّلام منسوخ كرد ، جهودان مرو را متابعت نكردند و مرو را حرامزاده خواندند و دارى بزدند و
--> ( 1 ) . اصل : دعوة .